تبلیغات
عاشقانه ها - ابیات پراکنده

عاشقانه ها - ابیات پراکنده

کم رنگ ترین جوهرها پررنگ ترین خاطر ه هاست

کم رنگ ترین جوهرها پررنگ ترین خاطر ه هاست

عاشقانه ها - ابیات پراکنده کم رنگ ترین جوهرها پررنگ ترین خاطر ه هاست

از دستان من نیاموختی
که من برای خوشبختی تو
چه قدر ناتوانم
من خواستم با ابیات پراکنده‌ی شعر
تو را خوشبخت کنم
آسمان هم نمی‌توانست ما را تسلی دهد
خوشبختی را من همیشه به پایان هفته،
به پایان ماه و به پایان سال موکول می‌کردم
هفته پایان می‌یافت
ماه پایان می‌یافت
سال پایان می‌یافت
هنوز در آستانه‌ی در
در کوچه بودیم، پیوسته ساعت را نگاه می‌کردم
که کسی خوشبختی و جامه‌ای نو به ارمغان بیاورد
روزها چه سنگدل بر ما می‌گذشت
ما با سنگدلی خویش را در آینه نگاه می‌کردیم
چه فرسوده و پیر شده بودیم
می‌خواستیم
با دانه‌های بادام و خاکسترهای سرد که
از شب مانده بود خود را تسلی دهیم
همیشه در هراس بودیم
کسی در خانه‌ی ما را بزند و ما در خواب باشیم،
چه‌قدر می‌توانستیم بیدار باشیم
یک شب پاییزی، که بادهای پاییزی

همه‌ی برگ‌های درختان را بر زمین ریختند
به زیر برگ‌ها رفتیم
و برای همیشه خوابیدیم.

 

" احمدرضا احمدی"


از کتاب: ساعت ده صبح بود / مجموعه شعر احمدرضا احمدی / نشرچشمه،


طبقه بندی: احمدرضا احمدی،
برچسب ها: اشعار احمدرضا احمدی، کتاب ساعت 10 صبح بود، احمدرضا احمدی، بیوگرافی احمدرضا احمدی، شعر جدید احمدرضا احمدی، شعرهای احمدرضا احمدی، درباره احمدرضا احمدی،

تاریخ : یکشنبه 8 اسفند 1395 | 03:45 ق.ظ | نویسنده : Yeki Hast | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وبلاگ


سلام و درود به شما مهمان مجازی وبگاه عاشقانه ها در اینجا سعی دارم تمامی اشعار از شاعر های ایران رو قرار بدم .
باتشکر
یکی هست

نویسندگان
فال حافظ
ذکر ایام هفته

رتبه الکسا
ربات مترجم
موضوعات
ساعت

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :